با هم و بی هم

قدم میزنم

پشت هم با عشق و حرص

سکوت میکنم

با لبخند و بغض

هستی

ولی نه انگار دست زمونه

ما رو با هم و بی هم نگه داشته

قدم میزنم نظاره میکنم

دست پر از دستِ همه

دست منه که خالی از دست توِ

/ 3 نظر / 8 بازدید
سعید باوفا

سلام دوست عزیز در مجالي که برايم باقيست باز همراه شما مدرسه اي مي سازيم که در آن آخر وقت به زباني ساده شعر تدريس کنند و بگويند که تا فردا صبح خالق عشق نگهدار شما [گل][گل][گل]

آرامش

گونــــــــه ام را...! .. خشـــــــــــک كردم...! .. خيــــالتـــان نباشــــــد...! .. بـــــــاران بـــــــود...!