جانماز

منمُ جانمازت مامان بزرگ،

با خدا!

همین برام کافیِ

تا بگم تنهاییمُ باهاش پر کردم.

تنهاییمُ میپرستم این وقت شب

میخوام دنیا از اشکای من سیلاب شه

مامان بزرگ کاش بودی...

نگات میکردمُ بهت میگفتم دعام کنی

جانمازت بوی تو رو میده هنوز

دعام کن...

/ 5 نظر / 11 بازدید
آرامش

[گل]

کمال

[گل]سلام . نمی توانم بگویم وبلاگتون زیباست. اما همین که مینویسید عالیست . جسارت مرا ببحشید . شعر بخوانید شعر بخوانید شعر بخوانید و بنویسید.